سديد الدين محمد عوفى

545

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

دينار سرخ در هميانى « 1 » دوخته « 2 » كرد « 3 » و بداد تا در ميان بندند « 4 » و صد خروار بار از « 5 » بنگاههاى پادشاهانه و فرشهاى خسروانه « 6 » كه از حرب بابك « 7 » به دست او افتاده بود راست كرد و بدين صد مرد داد ، و ايشان را به ولايت خود فرستاد ، و به عبد اللّه طاهر نامه نوشت « 8 » كه : قدرى بار به ولايت مىفرستم بايد كه معتمدان مرا بدرقه دهد تا از ولايت او « 9 » به سلامت بگذرند ، و چون آن « 10 » مردمان با « 11 » بارها « 12 » به نشابور رسيدند عبد اللّه طاهر « 13 » از حال زر « 14 » خبر شده بود « 15 » و در شب بفرستاد تا صد مرد « 16 » را بگرفتند و زرها را « 17 » از ايشان بستد « 18 » و آن بارها را « 19 » در تصرف « 20 » آورد ، و از آن صد مرد ده كس را « 21 » گردن بزد « 22 » و باقى را « 23 » در قلعه‌ها « 24 » محبوس كرد ، و به حضرت خلافت انها كرد كه : از مال افشين سيصد هزار دينار نقد و صد خروار بنه‌گاه « 25 » پادشاهانه از فرش « 26 » و كارخانه‌ها « 27 » كه مثل آن‌كس نديده است بستده‌ام فرمان چه باشد ؟

--> ( 1 ) - مپ 2 : همينان ، مج : هميانها ( 2 ) - مپ 2 - دوخته ( 3 ) - مج - كرد ( 4 ) - مج : بستند ( 5 ) - متن - بار ، مپ 2 - از ( 6 ) - مپ 2 - خسروانه ( 7 ) - مج + خرم ( 8 ) - مپ 2 : كرد ( 9 ) - متن و بنياد - او ، مپ 2 - از ولايت او ( 10 ) - متن و مج و بنياد - آن ( 11 ) - متن و بنياد : و ( 12 ) - مپ 2 + و زر ( 13 ) - مج + را ( 14 ) - متن و بنياد - زر ( 15 ) - مپ 2 : يافته بود ( 16 ) - مپ 2 : تا همه ( 17 ) - مپ 2 و مج - را ( 18 ) - متن و مج : بستدند ( 19 ) - مپ 2 - و آن بارها را ( 20 ) - مپ 2 + خود ( 21 ) - متن : مرد ( 22 ) - مپ 2 : بكشت ( 23 ) - متن و مپ 2 - را ( 24 ) - مپ 2 - در قلعه‌ها ( 25 ) - مپ 2 : بار ( 26 ) - مج + و اوانى ( 27 ) - مپ 2 - از فرش و كارخانه‌ها